پندهای از پیتر دراکر
ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸ : توسط : عیسی ذوقی خبوشان

پندهایی از پیتر دراکر

پندهایی از پیتر دراکر

 

 نقش سود

 

کسب وکار سودآور امروز فردا به میراثی بدل می شود که نگهداری آن بسیار پر زحمت است .

جوزف شومپیتر  به تأکید می گفت نوآوری ، عصاره وجوهر اقتصاد وصد البته اقتصاد مدرن است . نظریه ی توسعه ی اقتصادی شومپیتر برای سود نقشی اقتصادی قایل است . در اقتصاد تغییر ونوآوری ، سود – برخلاف نظریه ی مارکس – " ارزش اضافی " دزدیده شده از کارکنان نیست . برعکس ، تنها منبع تولید شغل ودرآمد برای کارگران است . نظریه ی توسعه ی اقتصادی نشان می دهد که هیچ کس جز شخص نوآور" سود واقعی " نمی برد ، وعمر سود شخص نوآور همیشه بسیار کوتاه است .

اما بنا به گفته ی مشهور شومپیتر ، نوآوری " ویرانگری خلاق "   نیز هست وتجهیزات سرمایه ای وسرمایه گذاری های دیروز را منسوخ می کند . بنابراین اقتصاد هرچه پیشرفت کند به همان اندازه نیازمند تشکیل سرمایه می شود . از این رو آنچه را اقتصاددان قدیمی یا حسابدار ، یا بورس سهام ، "سود" می پندارد هزینه ی واقعی است ، هزینه ی تداوم کسب کار ، هزینه ی آینده ای که هیچ چیزش را نمی توان پیش بینی کرد  جز این که کسب وکار سودآور امروز چون ارثیه ای پر زحمت روی دست می ماند .

 

رهنمود: به اندازه ای در نوآوری سرمایه گذاری کنید که برای روزی که کسب وکارسود آورتان منسوخ می شود آماده باشید .

- چشم انداز کولوژی

 

واقعیت سنجی فرض های کسب وکار

 

فرض های ناظر برمحیط ، رسالت وتوانمندی های اصلی سازمان باید با واقعیت سازگارباشد .

 

فرض های ناظر برمحیط، رسالت ، وتوانمندی های اصلی سازمان باید با واقعیت سازگار باشد .

 

فرض های ناظر برمحیط ، رسالت وتوانمندی های اصلی سازمان باید با واقعیت سازگار باشد.وقتی که چها جوان بی پول اهل منچستر ، سایمن مارکس وسه برادر زنش – در سال های اوایل دهه ی 1920 به این نتیجه رسیدند که می توانند در بازار چیزهای ارزان قیمت ، تحول اجتماعی ایجاد کنند ، جنگ جهانی اول ساختار طبقاتی کشورشان را به کلی به لرزه درآورده بود .همین جنگ باعث پیدایش انبوه خریداران کالاهای مرغوب وشیک ، از قبیل لباس زیر زنانه ، بلوز وجوراب شده بود که در واقع نخستین کالاهای تجاری موفق مارکس انداسپنسر بودند .از آن پس مارکس انداسپنسر به طور منظم دست به کار توسعه ی توانمندی های کاملا ًجدید وبی سابقه ی خود زد .تا آن زمان توانمندی اصلی تاجر این بود که توان خرید داشته باشد .مارکس انداسپنسر به این نتیجه رسید آن کس که مشتری را می شناسد تاجر است نه تولی کننده .بنابراین تاجر ، ونه سازنده، باید فرآورده ها را طراحی وابداع کند . تاجر باید تولید کنندگانی را پیدا کند که کالا را طبق سفارش ، طرح ، مشخصات وقیمت اوبسازند .شکل گرفتن این تعریف جدید از تاجر پنج تا هشت سال طول کشید تادر نظر عرضه کنندگان سنتی جاافتاد .زیرا آن ها همیشه خودشان را "سازنده " می دانستند نه "پیمانکار دست دوم ".

 

رهنمود: مارکس انداسپنسر چه فرض های تازه ای درباره محیط ، رسالت ، وتوانمندهای اصلیش ابداع کرد؟

- مدیریت در زمانه ی دگرگونی های بزرگ

 

 

نوآوری از نظر پیتر دراکر: دانش نو

 

نوآوری وکارآفرینی ، در نظر وعمل ، جای مهمی به ایده های درخشان نمی دهند .

 

دانش جدید ، قابل اعتماد ترین وقابل پیش بینی ترین منبع نوآوریهای موفق نیست . گرچه نوآوری مبتنی برعلم ، قابل توجه ، گیرا ومهم است اما دربین انواع نوآوری از همه کمتر قابل اتکاءوقابل پیش بینی است . در میان انواع نوآوری ، این نوآوری دیرتر به بازار می رسد . ثانیا ً، زمانی دراز لازم است تا این فن آوری در بازار به کالا ، خدمت ، یا فرایند تبدیل شود.

 

عرضه ی نوآوری سبب برانگیختن وجذب گروهی کثیر از رقیبان می شود . بنابراین نوآوران باید با تیر اول به هدف بزنند، زیرا بعید است به آن ها فرصتی دیگر داده شود . در این وضعیت حتی نوآوران موفق همیشه بیش از آنچه بخواهند مصاحب وهمراه پیدا می کنند وبنابراین باید خود را برای عبور از دریای مشکلات آماده کنند .

 

مثالی می زنیم .شرکت آپل کامپیوتر مبتکر ساخت رایانه ی شخصی بود .آی بی ام در شرایطی بود که می توانست با تقلید خلاق، رهبری بازار را از چنگ اپل درآورد . اپل نتوانست مقام رهبری را حفظ کند وبه حصه ای از بازار قناعت کرد زیرا در پیش بینی پیدایش رقیب ونشان دادن واکنش مناسب به او غفلت کرد . نوآوری وکارآفرینی در نظر وعمل به ایده های درخشان جای مهمی نمی دهد . البته باید از این ایده ها حمایت وقدردانی شود . این نوآوریها نمایانگر ویژگی های مطلوب جامعه است ، ویژگیهایی چون ابتکار ، بلند پروازی ، ومهارت .

 

رهنمود: شما وسازمان تان نوآورید یا مقلد ؟اگر نوآورید یادتان نرود احتمال داردتوفیق نوآوردهای شما رقابت آفرین شود . پس خودرا برای رقابت آماده کنید .

- نوآوری وکارآفرینی

 

در تدارک آینده؛ پیش گویی رویدادهای آینده کاری است لغو.

 

شناخت آینده با پذیرش این واقعیت آغاز می شود که دورویکرد کاملا ًمتفاوت ، گرچه مکمل ، برای شناخت وجود دارد :

یافتن وبهره گرفتن از تأخیر زمانی بین پیدایش گسل در اقتصاد وجامعه وبه کمال رسیدن اثر آن .شاید بتوان این رویکرد را"استقبال از آینده ای که نشانه های آن پیدا شده است ." نامید .

تحمیل ایده ای براین آینده که هنوز متولد نشده است . هدف از این کار شکل دادن وجهت دادن به چیزی است که در راه است .شاید بتوان این کار را به دنیا آوردن آینده نامید.

 

آینده ای که خود را نشان داده است ، در محدوده ی کسب وکار کنونی نیست، بیرون آن است : تغییری در جامعه ، آگاهی ، فرهنگ ، صنعت ، یا ساختار اقتصادی . از این گذشته ، آینده روندی است عمده ، شکستی در الگو ونه تغییری درونی . به جستجوی آینده ای برآمدن که شانه های آن آشکار شده، وپیش بینی آثار آن ، احساس تازه ای در جستجو گر پدید می آورد .

 

باید کاری کرد که بتوانیم آینده را ببینیم .یافتن کارهایی که بعدا ًباید کرد چندان دشوار نخواهد بود .فرصت ها نه دورند نه نامفهوم .نخست باید الگو را شناخت .

 

پیش بینی کردن آینده سبب گرفتاری می شود .تکلیف این است که "موجود" را مدیریت کنیم وبکوشیم آن را چنان کنیم که باید وشاید .

 

رهنمود: گسلی را که در جامعه یا اقتصاد پدید آمده ودر بردارنده فرصتی است برای کسب وکارتان ، در نظر بگیرید .معلوم کنید چه قدر طول می کشد تا این تغییر بر کسب وکارتان اثر کند .برنامه ای فراهم واز این آگاهی استفاده کنید .

- مدیریت نتیجه بین

 

 

مرجع: خانه کارآفرینان