بالاخره كار تيمي بلديم يا نه؟

بالاخره كار تيمي بلديم يا نه؟

به نقل از مدیران ایران

امان از دست اين عالمان با عمل و زنبوران با عسل كه طي تمام روزهاي گذشته مجبور شدم تا تمام انرژي خود را صرف يافتن راه حل براي آن يك ساعت كار عجولانه مديرپسند آنها بكنم تا بلكه سنگي را كه اين دوستان عاقل در چاه افكنده بودند، من ديوانه بيرون آورم. بگذريم، نمي دانم طي اين مدت كتاب مديريت تيمي دكتر رضائيان را خوانديد؟ آيا متوجه بي دانشي مديران خود و بي خردي عالمان با عمل شديد؟ اميدوارم كه در اين كار موفق بوده باشيد و اندكي از عذاب وجدان و مسايل مشابه آن خلاص شده باشيد و دوباره دلتان براي مقتولان ناكازاكي و هيروشيما به درد آمده باشد.

اميدوارم كه به جاي خشم از خود براي خود متاسف باشيد كه چرا در سازمان هاي ما به اين راحتي با مفاهيم شوخي مي شود و به جاي مراجعه به تعريف، دل به ديكشنري سپرده ايم! اي مديران اجرا دوست، دست كم به ويكي پديا نيم نگاهي داشته باشيدو فكر نكنيد كه چون ايراني هستيد و ضريب هوشي بالا داريد، همه چيز را هم بلديد، اگر اين گونه مي انديشيد به جاي ضريب هوشي، ضربي هوشي داريد! (راستي مي دانيد ضربي يعني چه؟)

با كسب اجازه از محضر استاد عزيز، جناب آقاي دكتر رضائيان، سري به كتاب تيم سازي در قرن بيست و يكم مي اندازيم تا باهم مروري بر برخي تعاريف و اطلاعات تيم و كار تيمي داشته باشيم تا بفهميم كه آيا كاركنان ايراني كار تيمي بلد نيستند و يا مديران تجاري ايراني از آن سر در نمي آورند. يكي از بهترين مقايسات در اين كتاب جدولي است كه به مقايسه تيم خودگردان و گروه كاري سنتي مي پردازد. در همين جا يادآوري اين نكته ضروري است كه به نظر مي رسد، تيم خودگردان بهترين ساختار براي بسياري از گروه ههاي بازاريابي و بازارگراست.

تيم هاي خودگردان

گروه هاي سنتي كاري

مشتري گرا

مديريت گرا

نيروي كار چند مهارتي

نيروي كار متخصص در يك زمينه

شرح شغل كم (كلي)

شرح شغل زياد (جزيي)

تبادل گسترده اطلاعات

اطلاعات محدود تخصصي

سطوح محدود مديريتي

سطوح متعدد مديريتي

تمركز بر كل كسب و كار

تمركز وظيفه اي/بخشي

هدف هاي مشترك

هدف هاي منفك شده

به ظاهر آشوبناك

به ظاهر سازمان يافته

تاكيد بر مقصد

تاكيد بر حل مساله

تعهد زياد كاركنان

تعهد زياد (به) مديريت

بهبود مستمر

بهبود تدريجي تكميلي

خودكنترلي

كنترل توسط مديريت

مبتني بر اصول/ارزشها (استانداردهاي تخصصي)

مبتني بر خط مشي / رويه

   

نگاهي به اين جدول، اثبات اين مدعاست كه براي حركت به سمت تيم سازي و كار تيمي، آموزش و توانمندسازي مديريت بايد به طور الزام و اجبار در اولويت قرار گيرد. مهم ترين مواردي كه رهبران و يا به عبارتي مديران تيم ها بايد ياد بگيرند، عبارتند از:

  • نداشتن ترس از اذعان به جهل (همه چيز را همه كس دانند!)
  • دانستن زمان مناسب هر اقدام (نه زماني كه مدير تصور مي كند)
  • دانستن چگونگي تسهيم واقعي قدرت (نه اعطاي قدرت به زنبوران با عسل چاپلوس و يا افراد سفارش شده)
  • نگراني براي مسووليتي كه افراد مي پذيرند و نه آنچه كه نمي پذيرند (كار اگر انجام نشود بهتر از انجام ناقص يا غلط است)
  • عادت كردن به يادگيري ضمن كار (كنار گذاشتن اين تصور كه چون به عنوان مثال مدير بازاريابي هستم، پس تنها فارغ التحصيل رشته دانشمندي هم هستم!! و يا اينكه  بابا جون كه مرا مدير ساخته    خود نيز مرا دكتر خوانده!)

مديراني كه بتوانند چنين ويژگي هايي را در خود ايجاد كنند، توانايي ايجاد تيم اثربخش را خواهند يافت، ويژگي هايي تيم هاي اثربخش به شرح زير هستند:

  • مقصد روشن و مورد پذيرش همه توام با برنامه عملياتي
  • غيررسمي بودن جو تيم
  • مشاركت و وجود بحث هاي آزاد در تيم
  • وجود شنود موثر
  • مخالفت مودبانه و عدم سركوب تعارض
  • تصميمات جمعي
  • ارتباطات باز
  • نقش ها و ماموريت هاي كاري روشن
  • رهبري مشترك
  • روابط بيروني موثر
  • تنوع سبك كاري
  • خودارزيايي و خوداصلاحي

خوب حالا قضاوت با شماست، كاركنان كار تيمي بلد نيستند يا مديران مديريت تيمي؟ نقش كدام پررنگ تر است؟

تمام يا ناتمام شدنش با شما!

   

منبع : http://bazardanesh.blogfa.com/post-5.aspx

   



--

 

/ 0 نظر / 5 بازدید